ملاقات با فرشته کوجولو

ساعت 4:30 مامانت بیهوش شد و تو ساعت 4:44 تو بیمارستان کیان به وسیله خانم
دکتر قاسمی به دنیا آمدی که نزدیک به اذان صبح میشد.
کرو کثیف و تپل و مپل,بند ناف هم سه دور دوره گردنت پیچیده بود,انقدر وقتی نگذشت
که ماما از اتاق آمد و گفت هر دو خوبن و الان فرشته کوچولو رو میارن تا ببینیمش.
بالاخره انتظارها به سر رسید و فرشتمونو آوردن,کوپه بابات بودی با موهای روشن.
بردنت واسه شستشو و چکاب کامل,مام فقط صدای گریه هاتو میشنیدیم و از طرفی
نگران مامانت بودیم.
زن دایی و دایی جونتم اومدن و یه لحظه آمدن تو رو دیدن,رفتم نماز صبحمو خوندم و
واسه سلامت بودن فرشته کوچولومون سجده شکر کردم و از خدا تشکر واسه این
هدیه گران بهایی که به ما عطا کرده و واسه سلامتی مامانتم دعا کردم.
بعد که آمدم خانم دکتر از اتاق آمد بیرون و گفت مامانت حالش خوبه و واسه بهوش
آمدن کامل کمی نگهش داشتیم.
جات خالی بودی قیافه باباتو میدیدی یه سره یا پشت در اتاق عمل وایساده بود یا
راهرو هارو متر میکرد .
تا اینکه مامانتو آوردن و بردیمش تو اتاق,حالش خیلی بد بود و از درد ناله می کرد یا از
حال می رفت و مام همه تو اتاق حالمون بد شده بود.
اینم عکس عرفان جوجو .....



ملاقات با فرشته کوجولو
